تاثیر استرس و سبک های مقابله ای بر سلامت روان

۲۵ فروردین ۱۳۹۷ | ۲۰:۵۰ کد : ۳۴ بهداشت و سلامت روان ناسازگاری های روان شناختی
تعداد بازدید:۲۵۴۹
تاثیر استرس و سبک های مقابله ای بر سلامت روان

استرس عبارت است از تجربه کردن وقایعی که برای آسایش جسمی یا روان فرد مخاطره آمیز تلقی می شوند. شدت استرس ادراک شده اشاره به باور فرد در زمینه جدی بودن استرس دارد. وجود میزانی از استرس در افراد طبیعی است و باعث عملکرد مناسب در برابر موقعیت ها می شود. ولی در صورتی که استرس به حدی باشد که فرد توانایی مدیریت و کنترل آن را نداشته باشد، سعی می کند که به شیوه های مختلف با آن مقابله کند.

استرس های ادراک شده بر اثر موقعیت های پرفشار بسیار آزارنده و ناراحت کننده اند و این ناراحتی شخص را بر می انگیزد تا به دنبال راهی برای کاهش آن باشد. فرایندی که از طریق آن فرد سعی می کند فشارهای روانی را تدبیر کند، مقابله نامیده می شود که به دو شکل اصلی صورت می گیرد.

فرد می تواند بر مشکل یا موقعیت خاصی که پیش آمده، متمرکز شود و به دنبال راهی برای تغییر دادن این وضعیت یا اجتناب از آن در آینده باشد، این شیوه مقابله مساله محور نام دارد. سبک های مقابله ای معطوف به حل مساله عبارتند از : روش های فعال حل مساله که برای حل رابطه استرس زا بین خود و محیط به کار می رود.

مهمترین این سبک ها عبارتند از : مقابله رویارویانه، جستجوی حمایت اجتماعی و راهبرد حل مساله با برنامه، همچنین شخص می تواند به تسکین و تخفیف هیجانات همراه با موقعیت پرفشار متمرکز شود و لو نتواند آن موقعیت پرفشار را تغییر دهد، این فرایند دوم مقابله هیجان محور نامیده می شود. سبک مقابله ای مساله محور که سبک مقابله ای کارآمد نیز نامیده می شود با کاهش مشکلات روان شناختی و افزایش بهداشت روان در افراد همراه است.

در حالی که سبک های مقابله ای هیجانی و ناکارآمد می توانند منجر به مشکلات و اختلالات روان شناختی شوند. سبک های مقابله ای مساله محور با تنظیم و مدیریت بهتر هیجانات و کاهش آشفتگی های روان شناختی همراه است.

برخی تحقیقات انجام شده نشانگر این است که افرادی که از استرس بالایی رنج می برند و مجهز به سبک های مقابله کارآمد نیستند، مشکلات روان شناختی بیشتری را گزارش می دهند. شاید بتوان گفت که در اکثر اختلالات روانی، ردپایی از استرس وجود دارد. بنابراین استرس باعث برانگیخته شدن آن دسته از هیجانات مثبت و منفی می شود که نیاز به مدیریت دارند. عدم توانایی مقابله موثر و درست با عوامل استرس زا، باعث می شود که فرد در موقعیت های مختلف تنها با تکیه بر جو احساسی و هیجانی محیط و بدون توجه به راه حل های منطقی ممکن، تصمیم گیری کند.

اگر استرس به میزانی باشد که خارج از توان فرد است، و همچنین فرد مجهز به آن دسته از مهارت های مقابله ای مناسب و کارآمد نباشد، در برابر اختلالات روان شناختی آسیب پذیری بیشتری از خود نشان می دهد.طبق نظر فولکمن و لازاروس، مقابله، مهارت های شناختی رفتاری و هیجانی مدیریت موقعیت تنیدگی زا است.

تاکنون پژوهش های زیادی در ارتباط با سبک های مقابله با استرس و بیماری های گوناگون انجام شده است. از جمله این که مشخص شده که بین سبک های مقابله ای با بیماری کرونری قلب ارتباط معنی داری وجود دارد. به علاوه نشان داده شده است که آموزش مهارت های مقابله با استرس باعث کاهش تنیدگی در زنان مبتلا به اختلال عروق کرونر می شود. همچنین، تاثیر آموزش مقابله در کاهش علایم منفی اسکیزوفرنی گزارش شده است. همچنین نشان داده شده است که افرادی که سلامتی خود را بهتر و بالاتر ارزیابی می کنند، از راهکارهای مساله مدار بیشتر استفاده می کنند.

منابع :

1) مجله سلامت جامعه، دوره هشتم، شماره 2، سال 93، ص 30- 29

2) دوماهنامه علمی- پژوهشی فیض، دوره هجدهم، شماره 2، خرداد و تیرماه 93، ص 18.

3) مجله سلامت جامعه، دوره هشتم، شماره 2، سال 93، ص 30- 29


نظر شما :