مهم ترین عوامل خانوادگی آسیب زا در دوران کودکی

۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۱۰:۴۳ کد : ۵۳ کودک و نوجوان ناسازگاری های روان شناختی
تعداد بازدید:۱۲۲
ریشه های اصلی بسیاری از عصبیت هایی که در دوران بزرگسالی گریبانگیر افراد می شود، در واقع آسیب هایی هستند که در دوران کودکی از سوی والدین و یا سایر اعضای خانواده به افراد تحمیل شده است؛ هر چه در زمان وارد شدن این آسیب ها، کودک از سن و سال کمتری برخوردار باشد، اثرات آسیب زایی آن ها عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود. در ذیل به تعدادی از این آسیب ها اشاره می شود؛
مهم ترین عوامل خانوادگی آسیب زا در دوران کودکی
برخلاف بسیاری از حیوانات، مراحل رشد و نمو انسان در طی یک دوران نسبتا طولانی صورت می گیرد. در طی این دوران هم عوامل ژنتیکی و مادرزادی و هم عوامل محیطی در این که فرد چگونه به تکامل برسد موثر است. اولین و اثرگذارترین محیطی که انسان تجربه می کند محیط خانواده است که نقش بنیادین و اساسی در بهنجاری و یا نابهنجاری فرد ایفا می کند؛ از طرفی انسان در دوران کودکی و بالاخص سنین پیش از مدرسه از حساسیت و آسیب پذیری ویژه ای در مقابل عوامل آسیب زا برخوردار است که در صورت رعایت نشدن عوامل مرتبط و مشکل آفرین مربوط به آن، می تواند عوارض ناهنجار و آسیب زای آن آغاز شده و چنانچه اقدامات درمانی لازم به کار گرفته نشود، شخص را مبتلا به ناهنجاری های رفتاری و شخصیتی در آینده نماید. 
 
ریشه های اصلی بسیاری از عصبیت هایی که در دوران بزرگسالی گریبانگیر افراد می شود، در واقع آسیب هایی هستند که در دوران کودکی از سوی والدین و یا سایر اعضای خانواده به افراد تحمیل شده است؛ هر چه در زمان وارد شدن این آسیب ها، کودک از سن و سال کمتری برخوردار باشد، اثرات آسیب زایی آن ها عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود. در ذیل به تعدادی از این آسیب ها اشاره می شود؛


1) تنبیه های شدید، بیش از اندازه، ناعادلانه و غیر انسانی
2)
مورد غفلت واقع شدن
3)
مورد تحقیر، آزار و اذیت واقع شدن
4)
فشارهای روانی ناشی از اختلافات و درگیری های والدین و سایر اعضای خانواده
5)
تحمل بار مالی و اقتصادی خانواده
6)
مورد تبعیض واقع شدن
7)
مورد توجه، محبت و حمایت افراطی قرار گرفتن
8)
داشتن والدین ناموفق و ناسالم
9)
توقف رشدی در دوران حساس رشد
10)
محروم شدن از توجهات و عواطف والدین

برخی از والدین به دلایل مختلف از قبیل ناپختگی، عدم آگاهی، داشتن اعتقادات و باورهای غلط تربیتی( به طور مثال : به چشم خوار، به دل عزیز؛ یعنی فرزند بایستی به چشم خوار و به دل عزیز باشد!)، عدم بلوغ روانی و اجتماعی، نداشتن تفاهم در زندگی مشترک، ابتلا به پاره ای اختلالات روان شناختی از جمله اختلالات شخصیت ، مهارت نداشتن در مدیریت زندگی خانوادگی از جمله حل تعارض، حل مساله و سایر مهارت های زندگی اجتماعی، خواسته یا ناخواسته آسیب های یاد شده را بر ذهن و روان کودک خود وارد نموده و از آنجایی که کودک به لحاظ جسمی و روانی توان دفاع از خود را ندارد به اجبار این آسیب ها را پذیرفته و به این ترتیب پایه های مشکلات رفتاری و شخصیتی وی بنا نهاده می شود.

 والدین مسول آن هایی هستند که قبل از وارد شدن هر گونه آسیبی به جسم، ذهن و روان کودک منبع و منشاء آن را به موقع شناسایی و مرتفع نمایند.


نظر شما :