همسرآزاری، معضل بهداشت و سلامت روان در سراسر جهان

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۲۳:۵۰ کد : ۶۱ زناشویی و همسران ناسازگاری های روان شناختی
تعداد بازدید:۱۳۴
همسرآزاری، معضل بهداشت و سلامت روان در سراسر جهان

همسرآزاری به عنوان یک معضل بهداشت عمومی و روانی در سطح جهان مطرح است و انواع گوناگونی از آزارهای جسمی، عاطفی و جنسی نسبت به همسر را دربر می گیرد(1). قربانیان اصلی خشونت در محیط خانواده در مرحله نخست زنان و پس از آن کودکان و سالمندان می باشند. اگرچه زن آزاری سابقه ای طولانی دارد، ولی از سال 1970 در آمریکا به آن دسته از زنانی که با شکایت همسرآزاری مراجعه کردند توجه خاصی شد و اهمیت آن به اطلاع عموم رسانده شد(2).

شیوع همسرآزاری

بدلیل خصوصی بودن حریم خانه در جوامع گوناگون متاسفانه آمار دقیق و معتبری از فراوانی و درصد این نوع خشونت در جهان و نیز در کشور ما وجود ندارد(3).با این حال خشونت و بدرفتاری نسبت به همسر پدیده ای شایع در بسیاری از ممالک جهان می باشد و شیوع آن در کشورهای اروپایی و امریکایی نسبتا بالا گزارش شده است، به طوری که در انگلستان شیوع بدرفتاری نسبت به همسر 39 تا 60 درصد برآورد شده است(1). در امریکا Houry و همکاران شیوع خشونت را 36% و شیوع نوع جسمی، جنسی و عاطفی را به ترتیب 22%، 9% و 32% تخمین زدند(3). در ژاپن Weingourt و همکاران شیوع خشونت را 67% و شیوع انواع عاطفی، جنسی و جسمی را به ترتیب 60%، 23% و 32% عنوان نمودند(3). در ایران نیز در بررسی گسترده ای که در 28 استان کشور انجام شد نشان داد در 66% خانواده های مورد بررسی، زنان دست کم یکبار از ابتدای زندگی مشترک، خشونت را تجربه کرده اند؛ 7/52% خشونت روانی و کلامی، 8/37% خشونت فیزیکی و 2/10% خشونت جنسی و ناموسی بوده است. در 30% خانواده ها خشونت فیزیکی ، جدی و حاد و در 10% خانواده ها خشونت های منجر به صدمات موقت یا دایم، گزارش شده است(همان). همسرآزاری در تمام طبقات اجتماعی و در همه جوامع رخ می دهد. شیوع همسرآزاری بسته به جمعیت مورد مطالعه و تعریف همسرآزاری متفاوت است و هنوز آمار روشنی در زمینه شیوع عوامل موثر در بروز آن در دسترس نمی باشد(1).

عوامل همسرآزاری

براساس مطالعات انجام شده در ایران و سایر کشورها مصرف مواد مخدر و الکل توسط همسر، عامل بروز همسرآزاری به شمار می رود(2).

همچنین فقر اقتصادی خانواده مرد، میزان همسرآزاری را افزایش می دهد.

این نتایج همچنین نشان داد مشکلات روحی روانی مرد نیز میزان همسرآزاری را افزایش می دهد(همان).

خشونت نسبت به همسر در زوج های جوان با درآمد پایین و در زوج های با تحصیلات پایین بیشتر است. و نیز سوء مصرف الکل و مواد، بدرفتاری نسبت به همسر را افزایش می دهد. به علاوه زنان در زمان بارداری بیشتر مورد بدرفتاری قرار می گیرند، شیوع بدرفتاری نسبت به همسر در دوران بارداری 1/20 – 9/0 درصد گزارش شده است(1).

بر اساس یافته های پژوهش شعبانی و همکاران(1384) می توان گفت که سن پایین زن، اعتیاد مرد و رفاه اقتصادی پایین خانواده مرد از جمله مهم ترین عوامل موثر در بروز همسرآزاری بشمار می روند(2).

در تحقیقی که توسط شعبانی و همکاران( 1384) انجام شد مشخص شد که همسرآزاری در زنان جوان تر بیشتر دیده می شود به طوری که بیشترین میزان خشونت علیه زنان در سنین 25 – 15 سال و بعد از آن 35 – 25 سال بود که با نتایج بیشتر مطالعات هم خوانی دارد. بروز بیشتر این پدیده اجتماعی در زنان جوان می تواند ناشی از نداشتن تجربه، آشنایی نداشتن به مهارت های زندگی و چگونگی رویارویی با مشکلات خانواده در این گروه باشد. در واقع سهم قابل توجهی از قربانیان همسرآزاری را زنانی تشکیل می دهند که در فعال ترین و مفیدترین سال های عمر خود به سر می برند که این مساله از لحاظ اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بیشترین آسیب را در جامعه به همراه دارد. همچنین در این تحقیق مشخص شد که نداشتن علاقه، عدم تفاهم اخلاقی و تعدد زوجین در بروز همسرآزاری موثر می باشد. همچنین معلوم شد که پایبندی به مسایل مذهبی و دینی در مردان سبب کاهش بروز خشونت علیه زنان می شود(1).

افراد با مشخصات فردی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی خاص ممکن است در معرض خطر برای ایجاد این مشکل بوده یا سبب تشدید آن شوند. همچنین نگرش اجتماعی و قانونی جامعه صرف نظر از وضعیت اجتماعی اقتصادی افراد، عامل اصلی در همسرآزاری محسوب می گردد(همان).

اثرات همسرآزاری

خشونت دارای عواقب جسمانی غیرکشنده از بریدگی تا شکستگی و آسیب ارگان های داخلی، حاملگی ناخواسته، بیماری مقاربتی، سقط جنین غیر عمدی، بیماری های التهابی لگن، دردهای مزمن لگن، سردرد، نشانگان روده تحریک پذیر، استعمال دخانیات، اعتیاد، الکلیسم، مشکلات تغذیه ای و اختلالات جنسی، عواقب مرگباری مانند خودکشی و دیگرکشی و عواقب روانی مثل افسردگی، ترس، اضطراب و وسواس است(3).

همسرآزاری خود زمینه ساز مشکلات بهداشتی دیگری است، بطوری که زنان مورد ضرب و شتم 5 – 4 برابر بیشتر از زنان دیگر به درمان های روحی نیاز پیدا می کنند. علاوه بر اثرات سوء جسمانی و روانی، همسرآزاری سبب کاهش عملکرد اجتماعی، افزایش نیاز به مراقبت های بهداشتی، مراجعه به مراکز درمانی اورژانش و بستری زنان در بیمارستان می گردد(2).

خشونت علیه زنان در دوران حاملگی سبب افزایش عوارض حاملگی از قبیل تولد شیرخواران با وزن کم، حاملگی زودرس و سقط جنین می گردد(همان). شیوع مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب در زوج هایی که مورد بدرفتاری قرار می گیرند بالاتر است(1).

مطالعات متعدد حاکی از میزان بالای اختلالات روانی در قربانیان خشونت نسبت به همسر می باشد. همچنین بررسی فایریسیوس و همکاران(1998) نشان داده که بدرفتاری نسبت به همسر میزان بدرفتاری نسبت به کودکان را در خانواده افزایش می دهد و در چنین خانواده هایی بدرفتاری نسبت به کودکان شایع تر است(همان).

پیشنهادات نویسنده

1) با توجه به این که عواملی از قبیل اعتیاد، بیکاری و فقر، اختلالات شخصیتی و سایر اختلالات روانی باعث بروز همسرآزاری می شود لازم است پیش از ازدواج و زمان انتخاب همسر در این خصوص تحقیقات و ارزیابی های لازم با کمک مشاور یا روان شناس انجام شود و در صورت مشاهده هر یک از مشکلات ذکر شده در صورتی که اصرار بر ازدواج وجود دارد قبل از ازدواج نسبت به حل هر یک اقدام اساسی و سازنده صورت گیرد؛

2) لازم است همسران جوان با مهارت های زندگی اجتماعی از قبیل مهارت های ارتباطی، حل اختلاف و تعارض، حل مساله، کنترل خشم و جرات مند بودن آشنا شده تا بتوانند به شکل درستی با مسایل زندگی روبرو شده و بدون توسل به پرخاشگری و سایر مصادیق آزار، زندگی خوب و نسبتا آرامی را دنبال کنند؛

3) در صورتی که همسران دارای مسایل بغرنجی شده اند که نمی توانند خودشان به تنهایی آن مسایل را حل نموده و از اینرو خواسته یا ناخواسته موجبات آزار و اذیت یکدیگر را فراهم کرده اند؛ لازم است با توافق یکدیگر از مشورت یک روان شناس صاحب صلاحیت حرفه ای که مورد قبول هر دو نفر نیز باشد بهره مند شوند.

منابع

1) قهاری و همکاران، بررسی میزان همسرآزاری در دانشجویان دانشگاه آزاد تنکابن، مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران، دوره پانزدهم، شماره 50، بهمن و اسفند 1384، ص 83، 84 و 85

2) شعبانی و همکاران، بررسی عوامل موثر در همسرآزاری در زنان ارجاع شده به مرکز پزشکی قانونی کرج در سال 1384، مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی ، دوره 18، شماره 4، زمستان 1387، ص 269، 270 و 272

3) وثوق، فروزش، بررسی دموگرافیک قربانیان همسرآزاری مراجعه کننده به پزشکی قانونی استان زنجان در سال 89، مجله علمی پزشکی قانونی/ دوره 19، شماره 4 و 1، زمستان 91 و بهار 92، ص 193 و 194


نظر شما :