فرار از منزل

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۲۳:۵۷ کد : ۶۳ کودک و نوجوان ناسازگاری های روان شناختی
تعداد بازدید:۱۱۰
فرار از منزل

نوجوانی یکی از مهم ترین و حساس ترین دوران زندگی انسان به شمار می رود. دختران در دوره نوجوانی در مقایسه با پسران تنیدگی بیشتری را تجربه می کنند و در برابر این تندگی ها معمولا به صورت هیجان محور پاسخ می دهند.یکی از آسان ترین راه های هیجان مدارانه برای رویارویی با تنش ها فرار است.

فرار دختران فرایند یک ساز و کار روانی و ذهنی در نوجوانان است که برای رسیدن به یک امنیت درونی و رهایی از سلطه والدین، زندگی خانه به دوشی را بر می گزینند (1).

«فرار» نوعی رفتار سازش نایافته است که کودک یا نوجوان به منظور رهایی از مشکلات موجود در خانه یاجاذبه های بیرون ازخانه، بدون اجازه والدین یا سرپرست قانونی، آگاهانه خانه را ترک کرده و سریعا یا بدون واسطه به خانه برنمی گردد (2).

براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت«WHO» سالانه بیش از یک میلیون نوجوان 13 تا 19 ساله در سراسر جهان از خانه فرار می کنند. بیشتر این نوجوانان بین 14 تا 17 سال سن دارند که از این میان 74 درصد دختر و 26 درصد پسر هستند (3).

علل فرار از منزل

الف: عوامل خانوادگی

در زمینه عوامل خانوادگی موثر بر پدیده فرار پژوهش های متعددی به نقش روابط منفی و از هم گسیخته خانواده ها، مرگ یا ازدواج مجدد والدین، وجود نامادری یا ناپدری، طلاق، ناسازگاری و تشنج در محیط خانه، اعتیاد، فقر، مشکلات مالی، بیکاری، کارکردن مادردر بیرون از منزل، سوء استفاده های جسمی و جنسی، رابطه با دوستان ناباب و خلافکار، فقدان یا کمبود محبت و روابط عاطفی، درگیری ارزشی با والدین، شرایط نامناسب زندگی در خانه، ترس از تنبیه و عدم درک صحیح والدین از خواسته های نوجوان، تبعیض، خشونت، افراط در نازپروری، اهمال کاری، حسادت، کثرت اولاد و تعداد عایله، مداخله ناروا و مفرط اعضای خانواده، و سلطه بیجا و خشونت آمیز یکی از اعضاء خانواده، و ازدواج های زودرس این نوجوانان اشاره شده است. همچنین این نوجوانان تنبیه ها، طرد و تحقیر، عدم حمایت، بی توجهی یا عدم نظارت والدین یا کنترل افراطی و سخت گیرانه والدین را گزارش کرده اند و اکثر آن ها احساس حقارت و ناایمنی داشتند؛ کنار هم قرار دادن این عوامل و شرایط احتمال وقوع پدیده فرار را افزایش می دهد (2). خانواده دختران فراری با ویژگی هایی چون عدم نزدیکی عاطفی، برقراری ارتباطات اجتماعی محدود و تمایل کم به این گونه روابط، تحت کنترل ندیدن رویدادها، تعاملات همراه با ضدیت اعضای خانواده، قوانین محدود یا سفت و سخت خانوادگی، مشارکت ضعیف اعضاء در تصمیم گیری، فخر و مباهات کم به خانواده، عدم ابرازآزادانه احساسات و افکار مشخص می شوند (4). از هم گسیختگی خانواده در فرار از منزل نقش مهمی ایفا می کند. غالب نوجوانان فراری به جستجوی فرد یا محلی هستند که به واسطه آن احساس امنیت کنند. برای بسیاری از فراریان ارتباط عاطفی، امنیت فیزیکی، تشویق و حمایت روانی چیزی است که بدان نیاز دارند و در خانواده هایشان آن را نمی بینند. به عبارت دیگر فرار، تنها راهی برای جستجوی ارتباط است (2).

ب: عوامل فردی

یکی از نظریات اصلی در مورد علت شناسی فرار، وجود کانون کنترل بیرونی را در این افراد مهم می شمارد. افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، در برخورد با استرس شیوه های مقابله ای ضعیف به کار می برند، چرا که امید اندکی به توانایی های خود برای رویارویی با استرس دارند. در صورتی که افراد با منبع کنترل درونی، رویدادهای استرس زا را وسیله ای برای دست و پنجه نرم کردن می دانند نه تهدید کننده زندگی؛ از این رو به جای ابراز هیجان های افراطی، انرژی خود را صرف گردآوری اطلاعات برای حل مساله می کنند. در افراد بزهکار و دختران فراری از منزل نیز منبع کنترل، بیرونی است و به باور آن ها نیرویی فراتر از کنترل شخصی هدایت رفتار آنها را برعهده دارد. همچنین ضعف شبکه حمایت اجتماعی و جهت گیری مذهبی پایین نیز در این افراد وجود دارد (4).

دختران فراری در رویارویی با رویدادهای تنیدگی زا به علت پایین بودن آستانه تحمل، به جای استفاده از رویکرد شناختی موثر یعنی تکنیک حل مساله، از راهبردهای هیجانی ناکارآمد و اسنادهای بیرونی« یعنی این که علت اتفاقات و حوادث را به عوامل خارج از وجود خود مثلا شانس نسبت می دهند» بهره می گیرند، از منبع کنترل بیرونی برخوردارند یعنی این طور فکر می کنند که هیچ گونه اراده ای جهت تغییر شرایط نامطلوب خود ندارند و اغلب با تفکرات غیر منطقی خود« مثلا این تفکر که من آدم بدبختی هستم؛ حال من اصلا بهتر نخواهد شد؛ هیچ کس مرا دوست ندارد»، شرایط نامساعد را غیر قابل تغییر می دانند. از این رو در برابر سختی ها و ناکامی ها به زودی بردباری خود را از دست می دهند و بیشتر به صورت تکانشی واکنش نشان می دهند؛ یعنی زود برآشفته شده و بدون اینکه راه حل های بهتری را جستجو کنند سریع وارد عمل می شوند . افزون بر آن، پایگاه هویت« یعنی این که من کیستم؟» در دختران فراری بیشتر از نوع پراکندگی است یعنی هنوز به یک خود منسجم از خویشتن دست پیدا نکرده اند و در این خصوص دچار سردرگمی می باشند. پایگاه هویت پراکندگی با راهبردهای مقابله ای کنار نیامدن، نادیده گرفتن مشکل و کاهش تنش در نوجوانان مرتبط است (1).

دختران فراری همچنین در سازه های « نقش های خانوادگی»، « حل مشکل» و « ابراز عواطف» عملکردی پایین تر از افراد بهنجار جامعه دارند (2).

برخی راهکارهای پیشنهادی

هرچه سطح احترام به خود، واقعیت سنجی، انعطاف پذیری، تحمل استرس، کنترل تکانه «اقدامات عجولانه»، شادکامی، خودآگاهی هیجانی« آگاهی و پذیرش احساسات و هیجانات خود»، مسولیت پذیری اجتماعی، حل مساله و هوش هیجانی کلی در دختران بالاتر باشد، خطر فرار آنها از خانه کمتر است؛

بنابراین در نظر داشتن نکات زیر در پیشگیری و درمان فرار از منزل می تواند مفید واقع شود: از اینرو لازم است به افرادی که سابقه فرار از منزل داشته و یا در معرض این پدیده هستند کمک شود که :

1) بتوانند در شرایط استرس زا از سازمان های مربوطه از جمله بهزیستی درخواست کمک نمایند؛

2) راهبردهای حل مساله را فرا گرفته تا بتوانند از این راه، به حل و فصل مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی خود بپردازند؛

3) بتوانند از طریق فراگیری مهارت تصمیم گیری، در برابر انتخاب های پیش آمده تصمیماتی بگیرند« مثلا انتخاب همسر» که در آینده کمتر دچار استرس شوند؛

4) بتوانند با دیگران به ویژه اعضای خانواده و دوستان خود روابط صمیمانه برقرار کرده تا در شرایط سخت زندگی از آن ها درخواست کمک نمایند؛

5) بتوانند در حد توان مسولیت هایی را در منزل پذیرفته و در حد توان خود کارهایی را انجام دهند؛« این کار وضع خلقی آنها را بهتر می کند»

6) در صورت لزوم عملکرد خانواده آنها از جمله ارتباط بین اعضای خانواده اصلاح شود تا از این طریق به کاهش استرس های خانوادگی وافزایش میزان شادابی خانواده، و در نتیجه افزایش شادابی آنها کمک شود.

منابع

1) مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران، سال پانزدهم، شماره 3، پاییز 88

2) فصلنامه علمی- پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پنجم، شماره 19

3)مجله پژوهش زنان، دوره 2، شماره3، پاییز 1383

4) مجله پژوهش زنان، دوره 2، شماره3، پاییز 1383

5)مجله تحقیقات علوم رفتاری، دوره 7، شماره 1، 1388


نظر شما :