رضایت زناشویی

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۰۸:۴۴ کد : ۶۷ بهداشت و سلامت روان زناشویی و همسران
تعداد بازدید:۲۹۷
رضایت زناشویی
هدف از ازدواج، برطرف شدن نیازهای طرفین است و اگر نیازهای زوجین برطرف نشود و به راه حل مثبتی جهت دست یابی به نیازهایشان نرسند، استرس، ناکامی، سرخوردگی، خشم و در نهایت دلزدگی بروز پیدا می کند(1). برای اکثر بزرگسالان، شادمانی در زندگی، بیشتر به ازدواجی موفق و روابط زناشویی توام با رضایت وابسته است تا سایر جنبه های زندگی. سازگاری زناشویی را می توان به عنوان منبع نظام خانواده یا حتی بخشی از نیروهای تامین حیات و احیا کننده خانواده دانست (همان).
 
رضایت زناشویی با رضایت جنسی یکی نیست؛ رضایت جنسی ، فقط یکی از مولفه های رضایت زناشویی است ؛ سایر مولفه های رضایت زناشویی عبارتند از : ارتباط با همسر، تربیت فرزندان، مسایل مالی، اوقات فراغت، مسولیت های خانه، توجه ، محبت و عشق، استقلال خود، استقلال همسر، ارتباط با خانواده همسر و ارتباط با خانواده خود (نویسنده).
 
وینچ معتقد است رضایت زناشویی انطباق بین وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است. برخی از صاحبنظران در تعریف رضایت زناشویی آن را تابعی از مراحل چرخه زندگی می دانند، از جمله الیس معتقد است که طرق مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد و بهترین تعریف را هاکینز ارایه داده است، او رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند: « احساس خشنودی، رضایت و لذت توسط زن یا شوهر زمانی که همه جنبه های ازدواج خود را در نظر می گیرند.»؛ رضایت زناشویی در واقع نگرش مثبت و لذت بخشی است که زن و شوهر از جنبه های مختلف روابط زناشویی خود دارند(2).
 
روابط زناشویی رضایت بخش، زیربنای عملکرد خوب خانواده و باعث رشد شایستگی و توانایی سازگاری و انطباق در بین کودکان می شود. نتایج مطالعات مبین این نکته است که افراد متاهلی که زندگی شان پایدار است و از زندگی زناشویی خود رضایت کافی دارند، عموما عمر طولانی دارند؛ بیشتر احتمال دارد که از سرطان نجات یابند؛ تغذیه سالم و مطلوب دارند و کمتر دچار بیماری افسردگی و مشکلات روانشناختی می شوند(3).
 
کیفیت رابطه زناشویی به طور مثبتی با میزان سلامت عمومی، مصونیت بیشتر، ایمنی فیزیولوژیکی و وجود آنتی بادی های بیشتر بر علیه عوامل ویروسی و عملکرد بهتر سیستم قلبی – عروقی رابطه دارد(2).
 
سازگاری زناشویی می تواند به طور کامل بر کیفیت زندگی تاثیر بگذارد و تحقیقات انجام شده، اهمیت تاثیر این موضوع را بر انواع نتایج بالینی مانند بهداشت روانی، بهداشت جسمانی و حتی طول عمر تایید نموده اند. همچنین رضایت زناشویی، می تواند با رضایت کلی از زندگی رابطه داشته باشد(1).
 
پژوهش ها نشان داده اند کودکانی که والدینشان ازدواج پایدار و همراه با سازگاری داشته اند، وضعیت تحصیلی بهتری دارند و کمتر به الکل یا مواد مخدر روی می آورند (3).
 
پژوهش های متعددی ارتباط ثابتی را بین افسردگی و ناهماهنگی زناشویی نشان داده اند. ازدواج های ناهماهنگ عامل خطری برای افسردگی است، در مقابل رضایت زناشویی با کاهش خطر ابتلا به افسردگی همراه است. همسرانی که اختلاف دارند، افسرده تر هستند، رفتاری خصمانه تر و خلقی مضطرب تر دارند(5).
 
بلوم، نابسامانی زناشویی و طلاق را بعد از مرگ ناگهانی در خانواده، از مهم ترین عوامل تنیدگی زا می داند. مشکلات ارتباطی با خطر توسعه اختلالات روانی، مانند اختلالات اضطرابی و بدکارکردی جنسی«از قبیل سردمزاجی و مقاربت دردناک در زنان و انزال زودرس در مردان»، افسردگی در زنان، سوء مصرف الکل در مردان، و مشکلات رفتاری در کودکان به ویژه پسران نیز همراه است. کودکان ازدواج های ناشاد، طی تعامل با والدین، بیش از کودکان ازدواج های شاد برانگیختگی اتونومیک و استرس های مزمن را تجربه می کنند. از طرفی دیگر مادرانی که از ازدواج خود راضی هستند، بیشتر با کودکان خود ارتیاط برقرار می کنند و آن ها را اجتماعی بار می آورند(4).
 
عوامل گوناگونی به عنوان مولفه های موثر بر رضایت زناشویی شناسایی شده اند که برخی از این عوامل عبارتند از: سن ازدواج، مدت زمان ازدواج، فرزندان، تناسب تحصیلی، مسایل مالی، مسایل جنسی، اقوام و آشنایان، اعتقادات مذهبی، ویژگی های شخصیتی، توانایی درک متقلبل، مهارت های ارتباطی، اوقات فراغت و تعهد(6).
 
اغلب افرادی که ازدواج می کنند، در آغاز زندگی دارای سطح بالایی از رضایت زناشویی هستند، اما علاوه بر افت تدریجی که با گذشت زمان در زضایتمندی زناشویی رخ می دهد، در همان هفته ها و ماه های اول ازدواج نیز مشکلات جدی رخ می دهد که اگر حل نشود می تواند رضایت و ثبات رابطه زناشویی را تهدید کند(4).
 
تمامی گزارش ها با وجود تفاوت هایی که با یکدیگر دارند، نشان می دهند که میزان شیوع ناسازگاری های زناشویی به صورت های مختلفی رو به افزایش است؛ گرچه در کشور ما به دلیل اعتقادات مذهبی و ارزش های اخلاقی شایع و حاکم، شدت مشکلات خانوادگی به اندازه برخی کشورهای دیگر نیست؛ با این وجود، بروز مشکلات و نارضایتی های مختلف در این حیطه را نمی توان مورد اغماض قرار داد(3). مشکلات زناشویی در همه ازدواج ها، حداقل در برهه ای از زمان، وجود دارد، لیکن مراجعه به زوج درمانگران حرفه ای غالبا آخرین اقدام زوج های آشفته است( 4). نتایج یک پژوهش حاکی از آن است که یک چهارم زنان دارای تحصیلات عالی و یک سوم زنان دیپلمه، وضعیت زناشویی وخیم و بسیار وخیم داشته و نیازمند زوج درمانی جدی هستند(3).
 
در مطالعه ای از 1160 زوج درمانگر خواسته شد که مشکل ترین حوزه های اختلافات زوجین را درجه بندی کنند؛ آن ها به ترتیب ارتباطات، انتظارات غیر واقعی از ازدواج و همسر، فقدان صمیمیت و نشان ندادن علاقه را به عنوان مهم ترین جنبه های مشکلات زناشویی معرفی کردند(6).
 
یکی از روش های پیشگیری از بروز نارضایتی های زناشویی، برنامه های غنی سازی ازدواج است. غنی سازی ازدواج رویکردی است آموزشی برای بهبود روابط زوجین و هدف آن کمک به زوج ها برای آگاهی از خودشان و همسرشان، کاوش احساسات و افکار همسرشان، همدلی و صمیمیت و رشد ارتباط موثر و مهارت های حل مساله است. تحقیقات مختلف خارجی و داخلی تاثیر مثبت رویکرد یادشده در افزایش صمیمیت زوجین و رضایت زناشویی آن ها را به اثبات رسانده است(4).
 
مشاوره زناشویی، نیز به یک زوج کمک می کند که به درک نقشی که در یک رابطه مشترک دارند، نایل شوند. زمانی که به این درک رسیدند، می توانند بیاموزند که چه تغییراتی را باید در نحوه تعامل خود برای رفع مسایل ایجاد کنند. علاوه بر مسایل یاد شده، لازم است برای پیشگیری از ناسازگاری زناشویی، آموزش های لازم در زمینه تصمیم گیری و انتخاب همسر به افراد داده شود تا نسل هایی موفق و کارآمد تحویل جامعه دهند(3).
 
محققین معتقدند، احتمال اینکه یک زوج تازه ازدواج کرده با چند الگوی رفتاری مخرب، بتواند با شرکت در برنامه های پیشگیرانه ارتباطشان را حفظ کنند، بیشتر از زوجی است که سالها در الگوهای منفی ارتباطی پیچیده شده و اکنون می خواهند با زوج درمانی سنتی رابطه شان را ترمیم کنند(4).
 
در تحقیقی که توسط سپاه منصور و مظاهری(1385) بر روی 50 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره انجام شد، نشان داده شد که افزایش صمیمیت و لذت در تعاملات زوجین می تواند موجب رضایت زناشویی بیشتر در زوجین شود و تعهد به تنهایی موجب بروز رضایت زناشویی نمی شود( 6). کامکار و چپاریان(1385) نیز در پژوهشی تاثیر صمیمیت در اختلافات زناشویی را بر روی 30 زن متاهل که به قصد طلاق و جدایی مراجعه کرده بودند، بررسی نمودند و نشان دادند که 57 درصد اختلال در روابط زناشویی به دلیل اختلال در روابط عاطفی و صمیمی بین زوجین بوده است (همان). از این رو طراحی زوج درمانی با هدف افزایش صمیمیت بین زوجین می تواند باعث افزایش رضایت زناشویی آن ها شود( نویسنده).
 منابع
1) مجله علوم رفتاری، دوره 4، شماره 3، پاییز 89، ص 206 – 199؛
2) مجله مطالعات روان شناختی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه الزهرا س، دوره 4، شماره 3، پاییز87؛
3) مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، 1388، شماره 16«4»، ص 50 – 43؛
4) مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی کردستان، دوره 14، زمستان 88، ص 98- 89؛
5) مجله تازه های علوم شناختی، سال 8، شماره 2، 1385، ص 20 – 12؛
6) فصلنامه خانواده پژوهی، سال 3، شماره 9، بهار 86؛
7 )مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، دوره 9، شماره 4، زمستان 88، ص 324 – 315

( ۱ )

نظر شما :