اختلال شخصیت خودشیفته

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۱۰:۰۹ کد : ۷۲ اختلالات شخصیت
تعداد بازدید:۱۸۱
اختلال شخصیت خودشیفته

در متون روان شناسی به دو نوع خودشیفتگی اشاره شده است که یک نوع آن اصطلاحا انطباقی و سازگارانه و نوع دوم غیر انطباقی یا ناسازگارانه نام دارد (نویسنده). خودشیفتگی انطباقی یعنی ویژگی های رهبری و شایستگی شخصی، به طور مثبت با اعتماد به خود و قاطعیت ارتباط دارد، که به لحاظ اجتماعی مطلوب هستند. در حالی که خودشیفتگی غیر انطباقی یعنی ویژگی های محق بودن، بهره کشی و خودنمایی با عدم سازگاری اجتماعی و رفتاری در ارتباط است (2). خودشیفتگی سازگارانه با بهزیستی روان شناختی و عزت نفس بالا رابطه بسیار قوی دارد (3).

 اغلب انسان ها نسبت به خود احساس خوشایندی دارند؛ که این چیز خوبی است. تحقیقات گویای این است که همه انسان ها به طور کاملا خصوصی نزد خودشان تصور می کنند که بهتر از سایرین و قابل اطمینان تر، باهوش تر، مهربان تر و سخت کوش تر هستند (1).

 در متون روان شناسی به دو نوع خودشیفتگی اشاره شده است که یک نوع آن اصطلاحا انطباقی و سازگارانه و نوع دوم غیر انطباقی یا ناسازگارانه نام دارد (نویسنده). خودشیفتگی انطباقی یعنی ویژگی های رهبری و شایستگی شخصی، به طور مثبت با اعتماد به خود و قاطعیت ارتباط دارد، که به لحاظ اجتماعی مطلوب هستند. در حالی که خودشیفتگی غیر انطباقی یعنی ویژگی های محق بودن، بهره کشی و خودنمایی با عدم سازگاری اجتماعی و رفتاری در ارتباط است (2). خودشیفتگی سازگارانه با بهزیستی روان شناختی و عزت نفس بالا رابطه بسیار قوی دارد (3).

 افرادی که خودشیفتگی آن ها در حد بالینی نیست افراد بسیار خوشحالی هستند، کمتر از سایرین دچار افسردگی ، ناراحتی و اضطراب می شوند، در کل زندگی خوب و خوشی را دنبال می کنند، به ندرت واکنش های عصبی از خود نشان می دهند و اگر هم چنین حسی در آن ها ایجاد شود، به سرعت از بین خواهد رفت. همچنین به نظر می رسد خودشیفتگی خفیف، در بهبودی از تصادف، و سوانح دردزای دیگر به افراد کمک می کند، احساس به خصوصی در این قبیل افراد وجود دارد که نوعی حالت آسیب ناپذیری به آن ها دست می دهد و تصور می کنند توانایی هایشان آن قدر بالاست که قدرت کنترل و مهار هر اتفاقی را دارند ( 1).

 نوع ناسازگارانه خودشیفتگی، که جزء اختلالات شخصیت دسته بندی می شود، حالتی است که روابط بین فردی شخص خودشیفته با دیگر افراد را «به دلیل رفتارهایی که این افراد با دیگران دارند» به درجات مختلف، مختل می نماید (نویسنده).

 

 شیوع

طبق آمارچهارمین نسخه انجمن روانپزشکی آمریکا DSM-IV ؛ (مرجع جهانی تشخیص اختلالات روانپزشکی) حدود 1٪ از جمعیت دنیا را افراد با اختلال شخصیت نارسیستیک « خودشیفته» تشکیل می دهند. این اختلال در مردان به ویژه مردان جوان شایعتر است و از اوایل بزرگسالی شروع می شود (4).

 ویژگی ها

نارسیسیزم یا خود دوستداری ناسالم، یک ساختار شخصیتی با مولفه هایی همچون حسادت، تکبر، بهره کشی، احساس محق بودن، ناتوانی در همدلی با دیگران و ... است (5). خودشیفتگی غالبا به عنوان صفت شخصیتی مهم و پیچیده ای شناخته می شود که شامل حس خودبزرگ بینی و در عین حال خود ترد و شکننده، محق بودن، اشتغال ذهنی به موفقیت و تمایل شدید به دریافت احترام از سوی دیگران است (2 ).

 
افراد خودشیفته کسانی هستند که رویاهایی راجع به مهم بودن خود، موفقیت بی نهایت، قدرت، زیرکی، زیبایی و احساس بزرگ منشی دارند. به نظر می رسد جزء بزرگ منشی خودشیفتگی در نوجوانان به پرخاشگری منجر می شود (3). احساس خود بزرگ بینی و مهم بودن، خیالپردازی در زمینه قدرت، موفقیت، استعداد، زیبایی و عشق، پندار استثنایی بودن و این که فقط افراد خاصی می توانند او را بفهمند و با او ارتباط برقرار کنند، نیاز به تحسین افراطی، احساس محق بودن، انتظار این که دیگران باید با تمام نیازها و توقعات وی موافقت کنند، بهره کشی از دیگران، استفاده از دیگران برای مقاصد خود و گروه خود، فقدان همدلی نسبت به درک و ملاحظه احساسات دیگران، حسادت نسبت به دیگران و یا اعتقاد به این که دیگران به وی حسد می ورزند، نمایش نگرش ها یا اعمال خودخواهانه و پرنخوت جزو خصوصیات عمده افراد خودشیفته است ( 5).
 
برای خودشیفته ناسازگار تنها خود او و چیزهای منسوب به او اهمیت دارد، حال آن که بقیه جهان کم و بیش بی اهمیت و بی رنگ است و به علت این معیار دوگانه ، شخص خودشیفته نارسایی های جدی در قضاوت نشان داده و فاقد توانایی برای قضاوت عینی است (3).
 

 علل

نظریه پردازان علم روان شناسی از دیگاه های مختلف علت های مختلفی را برای ایجاد خودشیفتگی بیان می کنند که مجال بحث درباره آن ها در این مقاله وجود ندارد؛ ولی آنچه که در پژوهش ها به اثبات رسیده این است که: از بین 3 سبک فرزندپروری یعنی سبک مستبدانه ، سبک سهلگیرانه و سبک مقتدرانه ، دو سبک فرزندپروری سهلگیرانه و مستبدانه در پرورش فرزندان خودشیفته تاثیر گذار است.
 

 رفتار خودشیفته ها با دیگران

توصیف های بالینی از اشخاص با شخصیت خودشیفته، به طور منظم به سبک های بین شخصی کنترل کننده و بهره کشی بسیار بالای آن ها تاکید می کنند. این سبک ها به منظور ترمیم حس شکننده ای که آن ها از خود دارند استفاده می شود. رفتارهای اهانت آمیز و انتقاد گرایانه ای که خودشیفته ها استفاده می کنند نیز بین آن ها و افراد دیگر فاصله می اندازد. افراد خودشیفته، همچنین تمایل دارند تا حرمت خود را از طریق تسلط بر دیگران، عدم اعتماد به افراد دیگر، بد نام کردن دیگران و ارزش کاهی افرادی که حس برتری طلبی وی را تهدید می کنند، افزایش دهند؛ با توجه به این عوامل، خودشیفتگی می تواند تاثیری منفی بر کیفیت روابط بین شخصی فرد با دیگران داشته باشد.

 افزایش حس محق بودن فرد خودشیفته، پیامدهایی مخرب در روابط بین شخصی آن ها دارد. خودشیفتگی با کاهش ظرفیت همدلی، بر کیفیت روابط بین شخصی اثر می گذارد و افراد خودشیفته را با خطاهای بین شخصی بسیاری در زندگی روزمره مواجه می سازد. همچنین خودشیفته ها قادر نیستند به شخص دیگری« به دلیل عدم اعتماد گسترده آن ها به دیگران و ارزش کاهی دیگران»، وابستگی پیدا کنند. این عوامل باعث کاهش ظرفیت همدلی می شود و بر کیفیت روابط بین شخصی اثر می گذارد ( 2). چون افراد خودشیفته، خودبزرگ بین بوده و نگرشی بسیار مثبت به خود داشته، در مقابل انتقاد و سرزنش بسیار حساس هستند و دوست دارند مرکز توجه بوده و از طرف دیگران تایید شوند، به همین دلیل وقتی این ویژگی ها را دیگران نقض کنند، پرخاشگری در این افراد برانگیخته می شود (3). خودشیفته ها همچنین تشنه تعریف و تمجید هستند. زمانی که احساس کنند که همه نگاه ها متوجه آن هاست سعی می کنند کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهند، چون می خواهند ستاره مجلس شوند و بدرخشند. از این که دیگران به آن ها التماس کنند لذت می برند، اگر از جانب فردی احساس تهدید کنند کاملا جانور خوی و آماده حمله می شوند. هر عاملی که خاص بودن آن ها را زیر سوال ببرد شدیدا عصبانی شده و حتی ممکن است حالت خصمانه به خود بگیرند (1).

 

 خودشیفته ها گول زننده و در عین حال بی وفا هستند

از آنجایی که این افراد به ظاهر خود اهمیت زیادی می دهند تیپی آراسته ، به روز و زیبا دارند. آن ها نام معروف ترین مارک های دنیا را می دانند و به بهترین شکل در مجالس عمومی خود را نشان می دهند. در ابتدای روابط عاشقانه بسیار جذاب و پرشور نمایان شده ولی بیشتر بازیگر هستند تا اینکه به عشق خود پای بند باشند. آن ها معمولا به دنبال شرکای عشقی با کلاس اجتماعی بالا هستند، در ابتدا به همسر خود می گویند که همان خصوصیاتی را دارد که آن ها می پسندند اما پس از مدتی با افرادی دیگر نیز رابطه برقرار کرده و اغلب نمی توانند روابط طولانی مدتی داشته باشند. همان طور که بیان شد روابط آن ها در ابتدا بسیار رضایت بخش و در انتها فاجعه بار است و لذا نمی توانند همسران مناسبی باشند (1). ناگفته نماند با توجه به این که دیگران به ویژه اعضای خانواده خودشیفته ها، نمی توانند تا زمان طولانی خواسته ها و انتظارات انحصارطلبانه آن ها را پاسخگو باشند، روابط خودشیفته ها با دیگران« به ویژه همسر» همواره سرشاراز تنش می باشد و طبق گفته یکی از روانپزشکان با تجربه کشورمان، در ایران دو اختلال شخصیت بیشتر از سایرعوامل کانون خانواده ها را متشنج می کند؛ یکی اختلال شخصیت پارانوئید« بدبین – شکاک» و دیگری اختلال شخصیت نارسیستیک « خودشیفته»(نویسنده).
 

 درمان

 هر اندازه آدم از پختگی و سلامت بیشتری برخوردار باشد، کمتر دچار حالت های خودشیفتگی می شود، اما بسیار به ندرت پیش می آید که خودشیفتگی کاملا از وجود انسان ها رخت بربندد (5). مانند سایر اختلالات شخصیت ، درمان اصلی خودشیفتگی روان درمانی است. البته در شرایط خاصی دارودرمانی هم ضرورت پیدا می کند.
 

 نکات پایانی

افرادی که دچار اختلالات شخصیت به ویژه خودشیفتگی هستند خود را از هرگونه عیب و نقصی مبرا دانسته و تصور می کنند که دیگران مسبب مسایل آن ها هستند؛ از این رو، روان درمانی این افراد بسیار دشوار خواهد بود و کم پیش می آید که فرد خودشیفته و یا فرد دچارهر اختلال شخصیت دیگر، خود برای روان درمانی به روان شناس بالینی یا روانپزشک مراجعه کند؛ مگر آن که از طرف مراجع قانونی و یا خانواده به ویژه همسرش تحت فشار قرار گرفته باشد.

 منابع :

1) مجله شاهد جوان، شماره 71، ص 25-24
2) فصلنامه روان شناسی کاربردی، سال 5، شماره 1«17» بهار 1390
3) مجله مطالعات روان شناختی، دوره 7، شماره 1، بهار 1390
4) خلاصه روانپزشکی ، جلد 2، کاپلان و سادوک ؛ ترجمه: دکتر نصرت ا... پورافکاری
5) مجله روان شناسی و دین، سال دوم، تابستان 88، ص 70-41


نظر شما :