اختلالات رفتاری کودکان

لجبازی - نافرمانی مقابله ای در کودکان

۱۱ آبان ۱۳۹۷ | ۱۶:۰۱ کد : ۸۱ کودک و نوجوان
تعداد بازدید:۱۲۶
بر اساس تعریف متن تجدید نظر شده در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، DSM-IV-TR ، اختلال نافرمانی مقابله ای، الگوی پایدار منفی کاری، نافرمانی، لجبازی، خصومت ، سرکشی در برابر مراجع قدرت است. کودکان دچار این اختلال، معمولاً با بزرگترها جر و بحث می کنند، زود از کوره در می روند، خشمگین، رنجیده خاطر و زودرنج هستند . آنان مکرراً و فعالانه در مقابل درخواست های بزرگسالان نافرمانی می کنند و عمداً باعث ناراحتی دیگران می شوند و برای اشتباهات و سوء رفتار خود، دیگران را سرزنش می کنند (۱).
لجبازی - نافرمانی مقابله ای در کودکان

ازجمله رایج ترین تشخیص های اختلالات سلامت روان در دوران کودکی اختلال نافرمانی مقابله ای است(1). اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از علل رایج ارجاع کودکان به کلینیک های روان شناسی و مشاوره است(بارکلی،1997 )(2). اختلال نافرمانی مقابله ای با شیوع 2 تا 16 درصد در کودکان پیش دبستانی یا اوایل سن مدرسه، و در مرحله قبل از نوجوانی بروز می کند(4.(   معمولاً بین 8 تا  12 سالگی نمایان می شود و شیوع آن در پسرها بیشتر از دخترها است(1).

لجبازی و نافرمانی کودکان یک مرحله ی اجتناب ناپذیر از رشد کودکان است.  بارزترین رفتارهای مقابله ای بین 18 تا 24 ماهگی نمود می یابد و در سه سالگی به اوج می رسد، این وضعیت زمانی جنبه آسیب شناختی پیدا می کند که از نظر تداوم یا شدت، وضعیتی غیر عادی پیدا کند و فراوانی آن چشمگیرتر شود، و به بیان روشن تر با وضعیت رشدی و سنی کودک همانند نباشد(امینی، 1383)(2).

بر اساس تعریف متن تجدید نظر شده در چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ،  DSM-IV-TR ، اختلال نافرمانی مقابله ای، الگوی پایدار منفی کاری، نافرمانی، لجبازی، خصومت ، سرکشی در برابر مراجع قدرت است. کودکان دچار این اختلال، معمولاً با بزرگترها جر و بحث می کنند، زود از کوره در می روند، خشمگین، رنجیده خاطر و زودرنج هستند . آنان مکرراً و فعالانه در مقابل درخواست های بزرگسالان نافرمانی  می کنند و عمداً باعث ناراحتی دیگران می شوند و برای اشتباهات و سوء رفتار خود، دیگران را سرزنش می کنند(1). در صورتی تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی مقابله ای گذاشته می شود که حداکثر تا اوایل نوجوانی با الگوی رفتاری مکرر منفی گرایانه خصومت و لجبازی در برابر مظاهر قدرت، دست کم 6 ماه ادامه داشته باشد( 3؛ با اندکی تغییر).

پژوهش های مختلف بیان داشته اند که کودکان با نشانه  های اختلال نافرمانی مقابله ای، عمدتاً فاقد مهارت های شناختی، اجتماعی، عاطفی مورد نیاز برای انجام تقاضاهای بزرگترها هستند . آنها معمولاً در مدرسه پیشرفت خوبی ندارند ، در روابط بین فردی ضعیف بوده و مشکلات توجهی در کارکردهای اجرایی دارند . این نقص ممکن است باعث عزت نفس پایین، تحمل کم برای ناکامی، خلق افسرده و حملات عصبانیت شود .به علاوه، در کودکان مبتلا به این اختلال، ممکن است در زمینه قضاوت اخلاقی آسیب ببیند(1).

اکثریت کودکان نافرمان دارای هوش طبیعی بوده ولی به علت مشکلات رفتاری دچار ضعف در برقرای رابطه با دیگران، خودپنداره ضعیف، درماندگی آموخته شده و پرخاشگری هستند (بینک، 2002)(4). آنها علیرغم هوش کافی، به دلیل عدم مشارکت و مقاومت دربرابر توقعات خارجی و اصرار بر حل مشکلات به کمک دیگران، در مدرسه پیشرفتی ندارند (لاهی و همکاران، 1992 )(2).

تحقیقات در مورد سبب شناسی اختلال نافرمانی مقابله ای، ترکیبی از خصوصیات و گرایشات ژنتیکی یا زیست شناختی کودکان، و شرایط محیطی را عنوان کرده اند(4). از عواملی که در به وجود آوردن مشکلات رفتاری و اختلال نافرمانی مقابله ای دخالت دارند می توان ترکیبی از خصوصیات و گرایش های ژنتیکی یا زیست شناختی کودکان، شیوه های فرزندپروری ناکارآمد، تأثیر متقابل شرایط اجتماعی و محیطی و ویژگی های شخصیتی کودک نام برد(2).

پیش آگهی اختلال نامطلوب بوده و کودکان مبتلا در سال های آینده در معرض خطر رشد مشکلات دیگری همچون اختلال سلوک، اختلالات خلقی، بیش اضطرابی، مصرف مواد و الکلیسم(مارمورستین، 2006) نیز اختلال شخصیت ضد اجتماعی و رفتارهای بزهکارانه در دوران بلوغ و بزرگسالی هستند (بلوم، 2002)(2). اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال تدریجی و مزمن است ( بلوم ، ریچارد و جوگین 1996 ؛ ترجمه ی علاقبند راد، 1383 ) که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی کودک تداخل می کند (2).  کودکان مبتلا، در معرض خطر بالای بزهکاری نوجوانی ، رفتار ضد اجتماعی ، سوء مصرف مواد و ترک تحصیل و اختلالاتی همچون اختلال سلوک ، رفتار ضداجتماعی ، اختلالات خلقی و اضطراب هستند(1).

به دلیل مشکلات رو به رشدی که اختلال نافرمانی مقابله ای در زندگی کودک و اطرافیان او ایجاد می کند، توجه بسیاری از پژوهشگران به روش های درمانی این اختلال جلب شده است(2).   در طول سالیان متمادی ، روش های درمانی متنوعی برای مواجهه  با مشکلات رفتاری، شناختی و هیجانی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای به کار گرفته شده است(1).  در این زمینه ، بخشی از درمان ها بر مداخلات فردی و بخشی دیگر بر مداخلات خانوادگی، متمرکز شده اند ؛ به نحوی که برنامه های آموزش والدین برای کمک به مدیریت رفتارفرزندشان، روان درمانی فردی برای مدیریت خشم، خانواده درمانی برای بهبود ارتباط، آموزش مهارت های اجتماعی برای افزایش انعطاف پذیری و تحمل ناکامی در بین همسالان و درمان شناختی- رفتاری برای آموزش حل مسأله و کاهش منفی گرایی بوده است(1).

اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از اختلالات رایج کودکی است که اگر در کودکی برطرف نشود    می تواند مشکلات جبران ناپذیری را برای خود کودک و خانواده اش ایجاد نماید.  بنابراین مداخله در این اختلال امری لازم و ضروری است(2). از آنجا که الگوهای هیجانی و رفتاری در بزرگسالی دشوارتر تغییر می کنند، تشخیص هر چه زودتر مشکلات سلامت روان در کودکی یکی از مسائل پیشگیرانه بهداشت همگانی است (1).

منابع :

  1. مجله روان شناسی بالینی ، سال چهارم، شماره 4 پیاپی  16، زمستان1391.
  2. مجله روان شناسی مدرسه، تابستان 1393.
  3. مجله علمی دانشکده پرستاری و مامایی همدان، دوره بیست و دوم، شماره 3، پاییز 1393 ، شماره مسلسل 64 .
  4. فصلنامه روانشناسی بالینی شماره دوازدهم، سال سوم، پاییز 92.

 

 


نظر شما :